تبليغاتX
داغ یاس

داغ یاس

آرزوهایی که حرام شدند

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند

به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم

لستر هم با زرنگی آرزو کرد

دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد

بعد با هر کدام از این سه آرزو

سه آرزوی دیگر آرزو کرد

آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی

بعد با هر کدام از این دوازده آرزو

سه آرزوی دیگر خواست

که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد

برای خواستن یه آرزوی دیگر

تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن

جست و خیز کردن و آواز خواندن

و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

بیشتر و بیشتر

در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند

عشق می ورزیدند و محبت میکردند

لستر وسط آرزوهایش نشست

آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا .......

پیر شد

و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود

و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهایش را شمردند

حتی یکی از آنها هم گم نشده بود

همشان نو بودند و برق میزدند

بفرمائید چند تا بردارید

به یاد لستر هم باشید

که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 14:17  توسط طاها  | 

 

 

دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما

عصر جمعه توی ایوون می شینم مثل قدیما

تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم

من به اندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم

کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم

برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم

یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادم یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا

یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه

بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه

خاطرت خیلی عزیزه

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 13:37  توسط طاها  | 

هاتف:

حیف از فاطمه آن نخل جوان       که خم از باد اجل شد ناگاه
حیف از آن گوهر ارزنده که بود       در جهان خیل نکویان را شاه
حیف از آن شمع فروزنده که بود       پرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه
بود از پاکی طینت تا بود       عفتش همدم و عصمت همراه
بود ذیل وی از آلایش دور       پاک دامان وی از لوث گناه
روز و شب تا به جهان داشت مقام       بود آن رشک خور و خجلت ماه
خرم از چهره‌اش این هفت اقلیم       روشن از عارضش این نه خرگاه
چون شد آن سرو قد لاله عذار       از سموم اجلش حال تباه
سرو ازین غصه به بر جامه درید       لاله زین غم ز سرافکنده کلاه
ریخت در فرقتش آن خاک بسر       کرد در ماتمش این جامه سیاه
چون شد از دار فنا سوی بهشت       جانش از شوق ملاقات الله
رخت بربست از این غمخانه       بار بگشاد در آن عشرتگاه
کلک هاتف پی تاریخ نوشت      

رفت از دار فنا فاطمه آه

شهادت صدیقه ی کبری

حضرت فاطمه ی زهرا (س)

بر عموم شیعیان جهان

تسلیت باد

 

(‍‌برگرفته از وبلاگ شقايقها و پروانه ها)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:58  توسط طاها  | 

میلاد مبارک باد

بنده هم سالروز تولد حضرت زينب كبري (س) رو به دوستدارانش
 
تبريك عرض مي كنم
 
[تصویر: zaynab-tavallod.jpg]



و همچنين روز پرستار رو به تمامي پرستاران دلسوز  و
زحمت كش تبريك ميگم 434343.
 
[تصویر: 06027.gif]
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 12:0  توسط طاها  |